(...)
الهی
الهی
و ربّی
مَن لی
غیرُک
مَن لی
غيرُک
آهای روزگار بدقلق سخت گیر... آهای سرمای تمام نشدنی زمستان... آهای همراه بی وفای نامهربان... آهای چرخ بی امان گردون... میدانید؟ ... همه ی شما را - بدون استثنا تمامتان را - معبود من در مهربانانه ترین توجهات و عاشقانه ترین عنایاتش ارزانی ام کرده پس شما را نیز دوست میدارم... هرچند دوست داشتنیهایتان را چنان استادانه در عمقتان جاسازی کرده باشد که چشم ظاهر بین من را یارای دیدن نباشد... من اما میدانم ... شما ای تمام سختی ها و ناکامیها... اگر بیش از آسانیتان عشق و شور در دل نباشد کمتر نیست... به خدا که نیست....
دلدار بی همتای من... یگانه ی نام آشنا... نمیدانی که (!!!! نمیدانی؟!!! چه کسی جز تو حقیقتا" میداند؟؟!؟!) رویای دیشب چگونه شور زندگی را در دلم زنده کرده... ممنون بخاطر اینهمه عشقی که در چند ثانیه چنان فشرده شده بود که برای من یک شب تمام و شاید یک زندگی طول کشید...
-------------------
هرچه دل دل میکنم دلم نمی آید این غزل را از شما دریغ کنم! این را هم بخوانید... اگر حوصله ای بود...
دلت تا کی به چشمم نسبت الحاد خواهد داد ؟
خيال تو سر من را کجا بر باد خواهد داد؟
يقين دارم که روزی شيشه ی شفاف عمرم را
به دست سرنوشت ـ اين کور مادر زاد ـ خواهد داد
و يا در يک شب تاريک ـ در اوج جنون ـ عشقت
به پشتم کوله بار سنگی فرياد خواهد داد
خــــدا يک روز می آيد زسمت نا کجا آباد
رموز عشق بازی را به انسان ياد خواهد داد
و يا يک روز خواهد برد از اين جا دل مارا
به ما جغرافيايی بی حد و آزاد خواهد داد
************************
پ.ن.1- بيا بغلم کن...تمام تنم بوی انار گرفته...سرخام و تبدار...دلم را دانه دانه، ريختهام زير قدمهايت...کی میآيی؟ پس کی میآيی؟...
پ.ن.2- باز هم ممنون بخاطر رویا...
پ.ن.3- کلام تک تکتان در پست قبلی آغوش آغوش آرامش بود... راستی شما چرا اینهمه خوبید؟
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت
11:39 توسط : نازنین